تبلیغات
شهدای شهرستان گتوند347شهید گردان ابوذر - مطالب آذر 1396









 

بـه سـایـت شـهـدای دفـاع مـقـدس شـهـرسـتـان گـتـونـد و حـومـه خـوش آمـدیـد ، پـیـشـکـسـوتـان دفـاع مـقـدس سـابـقـون الـمـقـربـون هـسـتـنـد
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آذر 1396 توسط 09163145126 محمدرضا قاسمی -

برگی از خاطرات جبهه :

ســلام دوستان و برادران رزمنده در زمستان سرد سال 65 چند روز بعد از عملیات فاو یه روز نشسته بودیم در مقر که از تعمیرگاه زنگ زدند که یکی از بهترین مکانیکهای موفقعیت مهندسی رزمی جهاد خوزستان شدیدا سرما خورده آمبولانس بفرستید و انتقال بدید بیمارستان ، ما در شهر فاو جایی بلد نبودیم و امدادگر ما هم پزشکیار بود و اهل عراق همراه با به نفر دیکه بنام عادل محمد ایشان هم عراقی بود ، مریض را گذاشتیم داخل امبولانس حرکت کردیم .






ادامه مطلب

طبقه بندی: برگی خاطرات، 
برچسب ها: خاطرات دفاع مقدس از برادر رزمنده محمدحسین حسنی از ترکالکی،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آذر 1396 توسط 09163145126 محمدرضا قاسمی -

برگی از خاطرات جبهه :

تو جزیره مجنون بودیم فرماندهی گردان حدودا 10 کیلومتری با خط اول فاصله داشت .
غروب بود هوا داشت تاریک می شد که آقای عسکرزاده به من گفت برادر فرج عبدالهی رفته جلو برو با موتور بیارش مقر ...
گفتم حاجی هوا تاریکه به فرج بگو شب بمونه پیش بچه ها تا صبح می رم میارمش ...
گفت نه الان باید بری بیاریش ...
یه هندا 250 بود که چراغ نداشت ، سوارش شدم و حرکت کردم ...
از ترس اینکه غواص های عراقی تو آب می اومدن برا شناسایی با خودم میگفتم نکنه الان جلومو بگیرن ...
هیچ کس تردد نمی کرد تنهای تنها با سرعت رفتم جاده شنی ...
هوا تاریک پشه هم زیاد دو طرف هم نیزار بود ...
یه دفعه چیزی پرید جلوم ...






ادامه مطلب

طبقه بندی: برگی خاطرات، 
برچسب ها: خاطرات دفاع مقدس از برادر رزمنده غلامرضا استادی از گتوند،  
.: Weblog Themes By Pichak :.






Online User
لـطـفـا بـه صـفـحـات بـعـدی هـم مـراجـعـه کـنـیـد ***** بـا کـلـیـد کـردن روی نـشـانـه سـمـت چـپ بـه بـالـای صـفـحـه مـیـرویـد